میلان مد روز: از کاتواک تا بحران اقتصادی – چهره واقعی ایتالیا
میلان، پایتخت جهانی مد و طراحی، شهری است که در نگاه اول فقط فلش دوربینها، مدلهای لاغر اندام و برندهای چند میلیون دلاری به چشم میآید. هر سال دو بار، در فوریه و سپتامبر، خیابانهای اطراف «کوادریلاترو دلا مودا» (مثلث طلایی مد) به صحنهای از تئاتر زنده تبدیل میشود: ویترینهای پرادا، گوچی، ورساچه و آرمانی مثل موزههای متحرکاند و اینفلوئنسرها با لباسهای عجیب و غریب برای یک عکس اینستاگرامی صف میکشند. اما پشت این درخشش خیرهکننده، میلان و به تبع آن کل ایتالیا با بحرانهای عمیقی دست و پنجه نرم میکند که کمتر کسی دربارهاش حرف میزند.
کاتواک ۸ میلیارد یورویی
صنعت مد و فشن ایتالیا سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد یورو گردش مالی دارد که ۸ تا ۱۰ میلیارد آن فقط متعلق به هفته مد میلان (Milano Fashion Week) است. بیش از ۱۶۰ شو رسمی، ۷۰ ارائه و صدها مهمانی خصوصی در شش روز نفسگیر. برندهای بزرگ مثل دولچه و گابانا، فندی و موسکینو هنوز در میلان متولدند، هرچند بسیاری از تولیداتشان سالهاست به چین، رومانی و تونس منتقل شده. همین پارادوکس بزرگ میلان است: «ساخت ایتالیا» هنوز روی برچسب مینشیند، اما دستهای ایتالیایی کمتر در کارند.
در سال ۲۰۲۴، هفته مد میلان رکورد ۳۲ میلیون بازدید آنلاین داشت و فروش مستقیم و غیرمستقیم آن ۳۰ درصد نسبت به دوران پیش از کرونا رشد کرد. اما این پول بیشتر به جیب غولهای لوکس فرانسوی (LVMH و کرینگ) میرود که مالک اکثر برندهای ایتالیایی شدهاند. خانواده ورساچه دیگر صاحب ورساچه نیست، پرادا تنها برند بزرگ مستقل باقی مانده و آن هم زیر فشار سهامداران آمریکایی نفس میکشد.
پشت صحنه: کارگاههای سیاه
در ۵۰ کیلومتری جنوب میلان، در شهرهایی مثل کارپی و پراتو، هزاران کارگاه کوچک چینی و بنگلادشی با حقوق روزانه ۲۰ تا ۳۰ یورو لباسهای «ساخت ایتالیا» را میدوزند. گزارش سازمان بینالمللی کار (۲۰۲۳) نشان میدهد دستکم ۶۰ هزار کارگر غیرقانونی فقط در لومباردی مشغول به کارند. بسیاری از آنها در خوابگاههای ۱۲ نفره زندگی میکنند و پاسپورتشان را صاحب کارگاه نگه داشته. همین لباسها با برچسب ۲ هزار یورو هزینه تولید، در ویترین مونته ناپولئونه ۴ هزار یورو فروخته میشوند.
بحران جمعیتی، فاجعه واقعی
ایتالیا پیرترین کشور اروپا بعد از ژاپن است. میانگین سنی در میلان به ۴۷ سال رسیده. در سال ۲۰۲۴ فقط ۳۹۰ هزار نوزاد در کل کشور به دنیا آمد؛ کمترین رقم از زمان اتحاد ایتالیا در ۱۸۶۱. جوانان میلانی یا مهاجرت میکنند (هر سال حدود ۴۰ هزار نفر) یا بچهدار نمیشوند چون اجاره یک آپارتمان ۵۰ متری در مرکز شهر ۲۲۰۰ یورو است، در حالی که حقوق متوسط یک طراح جوان مد ۱۶۰۰ یورو در ماه است.
بدهی ۱۴۵ درصدی و مالیات ۴۳ درصدی
بدهی عمومی ایتالیا به ۲.۸ تریلیون یورو رسیده؛ یعنی ۱۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی. دولت راستگرای جورجیا ملونی برای جبران کسری بودجه، مالیات بر درآمد را برای فریلنسرها و صاحبان کسبوکار کوچک تا ۴۳ درصد بالا برد. همین باعث شد بسیاری از استارتآپهای مد و طراحان جوان از میلان به پاریس، لندن یا حتی دبی مهاجرت کنند. در سال ۲۰۲۵، میلان برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم با کاهش جمعیت مواجه شد.
میلان هنوز زیبا است. دوئومو در غروب طلایی میدرخشد، ناویلی در شب عاشقانه است و قهوه اسپرسوی کووا هنوز بهترین دنیا. اما زیر این پوست براق، استخوانهایی شکسته وجود دارد: کارگر بنگلادشی که ۱۴ ساعت کار میکند تا کیف ۵ هزار یورویی را بدوزد، طراح ۳۵ سالهای که با مادرش زندگی میکند چون نمیتواند خانه بخرد، و برند تاریخیای که دیگر ایتالیایی نیست.
میلان مد روز، بله، اما دیگر فقط کاتواک و فلش دوربین نیست؛ صحنهای است که در آن درخشش و تاریکی همزمان قدم میزنند. چهره واقعی ایتالیا دیگر فقط در ویترینهای وییا مونته ناپولئونه نیست؛ در چشمان خسته کارگران پراتو، در آپارتمانهای خالی مرکز شهر و در آمار تولدهایی است که روز به روز کمتر میشوند.
و با این حال، هر فوریه و سپتامبر، وقتی مدلها روی کتواک قدم میزنند، دنیا دوباره عاشق این سرزمین میشود. شاید همین پارادوکس، بزرگترین هنر ایتالیایی باشد: توانایی تبدیل درد به زیبایی، حتی وقتی دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده.
















